دیکشنری فارسی

rattle (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/rat´'l/vt.

● (معمولا با: down) دارای طناب افقی کردن (رجوع شود به: ratline)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن