دیکشنری فارسی

rattle on

تعریف انگلیسی

verb
  1. talk incessantly and tiresomely “Somebody ----s” “Sam and Sue rattle on”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن