دیکشنری فارسی

rattletrap

معنی فارسی

لغزنده ، سست ، بي دوام ، خردريز ،

چسزهاي قشنگ وکم بها

معنی کامل و مثال‌ها

/rat´'l trap´/n.

● (به ویژه اتومبیل) قراضه، اسقاط، فکسنی

واژه‌های دیگر با معنی «لغزنده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن