ravelment معنی فارسی گوريدگي. معنی کامل و مثالها /rav´ǝl mǝnt/n.● گوریدگی، گرفتاری، گیر کردگی، مخمصه واژههای دیگر با معنی «گوريدگي.» untangle از گيريا گوريدگي در اوردن، حل کردن. tanglement گرفتاري، اشفتگي، گره