raw cream معنی فارسی خامه واژههای دیگر با معنی «خامه» styloipodium ته خامه، گرده بالاي ميوه گياهان چتري، ته خامه گياهان خانواده هويج. cream-coloured خامه اي، خامه اي رنگ، شکري creamy خامه اي، سرشيردار cinnamon per خامه پر، قلم پر cream separator خامه گير creamcups خامه جام stylopodium خامه پاي separator الت خامه گيري، دستگاه تجزيه، جداکننده profiterole نان خامه اي کوچک systylous داراي خامه هاي بهم چسبيده