پرش به محتوا
دیکشنری فارسی
جستوجوی واژه
بگرد
raw head and bloody bones
معنی فارسی
يک سرودو گوش
سروسياه ودندان سفيد
همین دیکشنری روی گوشی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن