دیکشنری فارسی

rawboned

معنی فارسی

گوشه اي گوشه دار زاويه دار قناص دار لاغر خشک و تند

معنی کامل و مثال‌ها

/rô´bōnd´/adj.

● لاغر و استخوانی، درشت استخوان

تعریف انگلیسی

adjective
  1. having a lean and bony physique “a rawboned cow hand”

واژه‌های دیگر با معنی «گوشه اي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن