rawhide
UKrɔːhaid
US'rɔ'haıd
معنی فارسی
پوست خام پوسته خام
معنی کامل و مثالها
/-hīd´/n., vt.
● پوست دباغی نشده، پوست خام، نشیمه، تاسمه
● شلاق چرمی، تازیانهی تاسمهای
● تازیانه زدن (با شلاق چرمی)
تعریف انگلیسی
noun
- untanned hide especially of cattle; cut in strips it is used for whips and ropes