دیکشنری فارسی

rayless

معنی فارسی

بي پرتو بي فروغ تار

مترادف‌ها

adjective
Sunless, beamless, darksome, dark, dismal, Cimmerian.

واژه‌های دیگر با معنی «بي پرتو»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن