دیکشنری فارسی

reactance

UKriæktəns

معنی فارسی

رآکتانس

معنی کامل و مثال‌ها

/rē ak´tǝns/n.

● (الکترونیک) ایستایی، وازش، مقاومت واکنشی، راکتانس، مقاومت ظاهری، واکنایی

تعریف انگلیسی

noun
  1. opposition to the flow of electric current resulting from inductance and capacitance (rather than resistance)

واژه‌های دیگر با معنی «رآکتانس»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن