reacting
UKriæktiŋ
USrı'æktıŋ
معنی فارسی
واکنش داشتن ، برگشتن ، منعکس شدن ، اثر کردن ،
تحت تاثير قرار گرفتن
واکنش داشتن ، برگشتن ، منعکس شدن ، اثر کردن ،
تحت تاثير قرار گرفتن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن