دیکشنری فارسی

reactionary

UKriækʃənriː USrı'ækʃə'nerı

معنی فارسی

ارتجاعي مرتجع شخص مرتجع

معنی کامل و مثال‌ها

/-shǝ ner´ē/adj., n.,pl.

● ارتجاعی، واپس گرایانه، واپس گری

● مرتجع، واپس گرای

تعریف انگلیسی

adjective
  1. an extreme conservative; an opponent of progress or liberalism
  2. extremely conservative

واژه‌های دیگر با معنی «ارتجاعي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن