reactive effect معنی فارسی عکس العمل واژههای دیگر با معنی «عکس العمل» immediate action عکس العمل فوري، عمليات فوري reflex force نيروي عکس العمل، فشار عکس العمل، نيروي ضربتي هوايي در حال آماده باش فوري reaction force نيروي عکس العمل reaction of support عکس العمل تکيه گاه background count عکس العمل تشعشع (نسبت به تشعشع اتمي) reactional واکنش، عکس العمل، انعکاس divert action عمليات مخالف، عکس العمل متضاد، عکس العمل مخالف reaction curve منحني واکنش، منحني عکس العمل reaction equation معادله واکنش، معادله عکس العمل fire fighting آتش نشاني کردن، عکس العمل نسبت به آتش دشمن، مبارزه با آتش سوزي