دیکشنری فارسی

reactor

UKriæktər USrı'æktə

معنی فارسی

رآکتور

معنی کامل و مثال‌ها

/-tǝr/n.

● (شخص یا چیز) واکنش کننده، واکنش‌گر -2رجوع شود به: -3 nuclear reactor (برق) سیم پیچ استارت -4 (پزشکی) دارای واکنش مثبت نسبت به چیز بخصوص -5 (شیمی) واکنشگاه

تعریف انگلیسی

noun
  1. an electrical device used to introduce reactance into a circuit
  2. (physics) any of several kinds of apparatus that maintain and control a nuclear reaction for the production of energy or artificial elements

واژه‌های دیگر با معنی «رآکتور»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن