دیکشنری فارسی

reader

UKriːdər US'ri:də

معنی فارسی

خواننده مصحح غلط گير

معنی کامل و مثال‌ها

/rēd´ǝr/n.

● خواننده، قرائت کننده، قاری

dear readers, I hope you will like this book

خوانندگان عزیز امیدوارم از این کتاب خوشتان بیاید.

one of the famous readers of the Koran

یکی از قاریان معروف قرآن

● (موسسه‌ی انتشاراتی - کسی که کتب پیشنهادی برای چاپ را می‌خواند و نظر می‌دهد) ارزیاب متن

● (دستگاه خواندن داده‌ها) خوانشگر

● (مخفف: proof reader) غلطگیر، مصحح، لغزش‌گیر

● (شرکت برق یا گاز و غیره) خواننده‌ی کنتور (meter reader هم می‌گویند)

● (آموزش) کتاب قرائت، جنگ ادبی، جنگ، مجموعه، کتاب درس، گلچین

a third-grade reader

کتاب کلاس سوم

a Byron reader

گلچینی از بایرون

a French reader

کتاب آموزش فرانسه

● (انگلیس) دانشیار

● دستیار استاد (که اوراق امتحانی را به جای استاد ارزیابی می‌کند)

● کف بین، فال‌گیر

● ... خوان

he is a fast reader but I am a slow reader

او تندخوان است ولی من آهسته‌خوان هستم.

● ذره‌بین خواندن (reading glass هم می‌گویند)

تعریف انگلیسی

noun
  1. a person who enjoys reading
  2. someone who contracts to receive and pay for a service or a certain number of issues of a publication
  3. a person who can read; a literate person
  4. someone who reads manuscripts and judges their suitability for publication
  5. someone who reads the lessons in a church service; someone ordained in a minor order of the Roman Catholic Church
  6. someone who reads proof in order to find errors and mark corrections
  7. a public lecturer at certain universities
  8. one of a series of texts for students learning to read

واژه‌های دیگر با معنی «خواننده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن