دیکشنری فارسی

readjust

US'ri:ə'dʒʌst

معنی فارسی

دوباره تعديل.

معنی کامل و مثال‌ها

/rē´ǝ just´/vt.

● دوباره تنظیم کردن، بازسامان کردن، دوباره سامان دادن

تعریف انگلیسی

verb
  1. adjust anew “After moving back to America, he had to readjust” “Somebody ----s” “Somebody ----s PP”
  2. adjust again after an initial failure “Somebody ----s something”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن