دیکشنری فارسی

real-time

UKreiɑːltaim

معنی فارسی

زمان واقعي

معنی کامل و مثال‌ها

/rēl´tīm´/adj.

● (کامپیوتر) بلادرنگ، بی‌درنگ، بی‌وقفه

تعریف انگلیسی

adjective
  1. of or relating to computer systems that update information at the same rate they receive information “Pertains to noun: real time”

واژه‌های دیگر با معنی «زمان واقعي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن