دیکشنری فارسی

realine

تعریف انگلیسی

verb
  1. align anew or better “The surgeon realigned my jaw after the accident” “Somebody ----s something”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن