دیکشنری فارسی

realpolitik

USri:l'pɔlı'tık

معنی فارسی

سياست زور و واقعبيني،

سياست مبتني بر ضرورت ، سياست تجربي،

سياست عملي

معنی کامل و مثال‌ها

/rā äl´pōô´li tēk´/n.

● (آلمانی) سیاست زور و واقع‌بینی، سیاست مبتنی بر ضرورت (نه اصول اخلاقی و انصاف)، سیاست تجربی، سیاست عملی (نه فرضی و اخلاقی)، واقع‌گرایی سیاسی (realpolitik هم می‌نویسند)

تعریف انگلیسی

noun
  1. politics based on practical rather than moral or ideological considerations

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن