ream (2)
معنی کامل و مثالها
/rēm/vt.
● (بابرقو) سوراخ را گشاد کردن، برقو زدن، (چاه نفت) دیوار تراشی کردن
● (لولهی اسلحه را) گشاد کردن
● (با برقو) صاف کردن، عیبزدایی کردن
● آب میوه گرفتن (به ویژه پرتقال و لیمو ترش) 5 - (امریکا خودمانی) گول زدن -6 (امریکا - خودمانی - بیشتر با: out) تشر زدن، سرزنش کردن