دیکشنری فارسی

ream (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/rēm/vt.

● (بابرقو) سوراخ را گشاد کردن، برقو زدن، (چاه نفت) دیوار تراشی کردن

● (لوله‌ی اسلحه را) گشاد کردن

● (با برقو) صاف کردن، عیب‌زدایی کردن

● آب میوه گرفتن (به ویژه پرتقال و لیمو ترش) 5 - (امریکا خودمانی) گول زدن -6 (امریکا - خودمانی - بیشتر با: out) تشر زدن، سرزنش کردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن