دیکشنری فارسی

reanimate

معنی فارسی

حيات تازه بخشيدن دوباره جان دادن دوبار نيرو دادن

معنی کامل و مثال‌ها

/rē an´ǝ māt´/vt.

● احیا کردن، دوباره جان بخشیدن، نوجان کردن

تعریف انگلیسی

verb
  1. give new life or energy to “A hot soup will revive me” “This will renovate my spirits” “This treatment repaired my health” “Somebody ----s somebody” “Something ----s somebody”

مترادف‌ها

verb active
1. Resuscitate, revive, bring to life, restore to life.
2. Reinvigorate, revive, enliven, cheer.

واژه‌های دیگر با معنی «حيات تازه بخشيدن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن