دیکشنری فارسی

reanimation

UKriːænimeiʃən

معنی فارسی

تجدد ، دوره تجدد ، تجديد حيات علمي وادبي ،

تولد تازه ، باز زاد ، نوزايي

رنسانس

مترادف‌ها

noun
Reinvigoration, revival.

واژه‌های دیگر با معنی «تجدد»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن