دیکشنری فارسی

reapportion

معنی فارسی

دوباره سهميه يا حصه دادن

حوزه ي انتخاباتي را بزرگ يا کوچک کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/rē´ǝ pôr´shǝn/vt.

● دوباره سهمیه یا حصه دادن

● (امریکا) حوزه‌ی انتخاباتی را بزرگ یا کوچک کردن

تعریف انگلیسی

verb
  1. allocate, distribute, or apportion anew “Congressional seats are reapportioned on the basis of census data” “Somebody ----s something” “Somebody ----s something to somebody”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن