دیکشنری فارسی

reappraise

US'ri:əp'reız

معنی فارسی

دوباره ارزيابي کردن ،

دوباره مورد ملاحظه قرار دادن

معنی کامل و مثال‌ها

/-ǝ prāz´/vt.

● دوباره ارزیابی کردن، دوباره مورد ملاحظه قرار دادن

تعریف انگلیسی

verb
  1. appraise anew “Homes in our town are reappraised every five years and taxes are increased accordingly” “Somebody ----s something”

واژه‌های دیگر با معنی «دوباره ارزيابي کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن