rear (1)
معنی کامل و مثالها
/rir/n., adj.
● پشت، عقب، پس -، واپس
the rear of the building has six windows
پشت ساختمان شش پنجره دارد.
the rear door
در عقب
● (ارتش) پشت جبهه، عقبه(ی سپاه)، دنباله، عقبدار
the rear guard and the vanguards
پسگامان (پسقراولان) و پیشگامان (پیشقراولان)
● (خودمانی) کون و کفل، بقچهبندی، ماتحت
● در عقب، در پشت
the rear wheels of the car
چرخهای عقب اتومبیل
* at the rear
در عقب، در پشت
there's a well at the rear of the house
در پشت خانه یک چاه وجود دارد.
* bring up the rear
(به ویژه در رژه و غیره) در عقب حرکت کردن، آخر (صف یا قطار اتومبیلها و غیره) بودن