دیکشنری فارسی

rearmament

UKriːɑːməmənt USrı'ɑ:məmənt

معنی فارسی

تجهيز با اسلحه نوين

تعریف انگلیسی

noun
  1. the act of arming again “he opposed the rearmament of Japan after World War II”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن