دیکشنری فارسی

rearrange

US'ri:ə'reındʒ

معنی فارسی

بازاراستن بازچيدن.

معنی کامل و مثال‌ها

/rē´ǝ rānj´/vt.

● دوباره ترتیب دادن، دوباره مرتب کردن، تغییر سازمان دادن، نوآرایی کردن

تعریف انگلیسی

verb
  1. put into a new order or arrangement “Please rearrange these files” “rearrange the furniture in my room” “Somebody ----s something” “Something ----s something”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن