rearrangement
UKriːəreindʒmənt
USrıə'reındʒmənt
معنی فارسی
ترتيب مجدد بازسازماني نوسامان ترتيب جديد ساماندهي تازه نوآرايي
معنی کامل و مثالها
/-mǝnt/n.
● ترتیب مجدد، بازسازمانی
● نوسامانی، ترتیب جدید، ساماندهی تازه
● (شیمی) نوآرایی
تعریف انگلیسی
noun
- changing an arrangement