دیکشنری فارسی

rearrangement

UKriːəreindʒmənt USrıə'reındʒmənt

معنی فارسی

ترتيب مجدد بازسازماني نوسامان ترتيب جديد ساماندهي تازه نوآرايي

معنی کامل و مثال‌ها

/-mǝnt/n.

● ترتیب مجدد، بازسازمانی

● نوسامانی، ترتیب جدید، ساماندهی تازه

● (شیمی) نوآرایی

تعریف انگلیسی

noun
  1. changing an arrangement

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن