دیکشنری فارسی

reassemble

US'ri:ə'sembəl

معنی فارسی

دوباره جمع شدن بستن قطعات سوار کردن قطعات

تعریف انگلیسی

verb
  1. assemble once again, after taking something apart “Somebody ----s something”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن