دیکشنری فارسی

reboot

UKbuːt

معنی فارسی

راه اندازي مجدد

معنی کامل و مثال‌ها

/rē bōōt´/vt.

● (کامپیوتر) ریبوت کردن، دوباره راه انداختن

تعریف انگلیسی

verb
  1. cause to load (an operating system) and start the initial processes “boot your computer” “Somebody ----s something”

واژه‌های دیگر با معنی «راه اندازي مجدد»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن