دیکشنری فارسی

rebuild

UKriːbild USrı'bıld

معنی فارسی

بازساختن ، دوباره ساختمان کردن ،

چيز دوباره ساخته شده .

معنی کامل و مثال‌ها

/rē bild´/vi., vt.

● بازسازی کردن، دوباره ساختن، تجدید بنا کردن

تعریف انگلیسی

verb
  1. build again “The house was rebuild after it was hit by a bomb” “Somebody ----s” “Somebody ----s something” “The men rebuild the bookshelves”

مترادف‌ها

verb active
Reconstruct, renew.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن