recapitulatory معنی فارسی دوره اي تکراري واژههای دیگر با معنی «دوره اي» periodicals دوره اي، مجلاتي که بصورت دوره اي ماهانه، سه ماهه peripheral دوره اي، بروني، محيطي recapitulative دوره اي، تکراري anti cyclical ضد دوره اي countercyclical ضد دوره اي cyclic stress تنش دوره اي، تنش تناوبي midterm ميان دوره اي، نيمسالي، در وسط نيمسال يا ترم تحصيلي periodic table جدول دوره اي، جدول تناوبي periodic current جريان دوره اي periodic fluctuation نوسان دوره اي