recede (1)
معنی کامل و مثالها
/ri sēd´/vi.
● پس رفتن، پس روی کردن، عقب رفتن، فروکش کردن
a receding hairline
خط مو (در پیشانی) که در حال پسروی است
flood waters have receded
سیلابها فروکش کردهاند.
● کم شدن، کاهش یافتن
receding prices
قیمتهای در حال کاهش
● (قول و غیره با: from) عدول کردن، پس گرفتن
to recede from a promise
قول خود را پس گرفتن
● دور و محو شدن، زدوده شدن
childhood memories gradually recede
خاطرات کودکی کم کم زدوده میشود.
● به عقب شیب داشتن