recidivation معنی فارسی عود باز گشت بازگشت به تکرار جنايات. واژههای دیگر با معنی «عود» agalloch عود lute عود oud عود lutanist عود زن lutist عود زن lign alones چوب عود، صبر زرد aloes-wood چوب عود، داربو agallochum چوب عود lutenist عود نواز، بربط نواز orpin عود صليب