reciprocator معنی فارسی از دوسوحرکت کردن حرکت متناوب کردن پس وپيش رفتن واژههای دیگر با معنی «از دوسوحرکت کردن» reciprocate از دوسوحرکت کردن، حرکت متناوب کردن، پس وپيش رفتن