reclaimation معنی فارسی استرداد احياء واژههای دیگر با معنی «استرداد» giveback استرداد، باز پس دهي، صرفنظر کردن از برخي مزاياي کارگري در claim for restitution دعوي استرداد retraxit استرداد دعوي extradition of criminals استرداد مجرمين irretrievability عدم قابليت استرداد، چاره ناپذيري، جبران ناپذيري irretrievably بطور غير قابل استرداد، جنانکه نتوان برگردانيد، بطور جبران ناپذير repayment guarantee ضمانت استرداد پيش پرداخت stoppage in transitu حق استرداد جنس فروخته شده براي بايع، حق امتناع از تسليم مال التجاره در حال، حمل theft bote استرداد مال مسروقه از سارق به اين شرط، که مال باخته از تعقيب سارق منصرف شود recuperate بهبودي، استرداد، پس گيري