دیکشنری فارسی

recognizably

US'rekəg'naızəblı

معنی فارسی

شناخته شدني نمايان شخص

تعریف انگلیسی

adverb
  1. to a recognizable degree “he was recognizably slimmer now” “Derived from adjective: recognizable”

واژه‌های دیگر با معنی «شناخته شدني»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن