دیکشنری فارسی

recombinant

USrı'kɔmbınənt

معنی فارسی

موجود داراي صفات ارثي متشکل جديد.

معنی کامل و مثال‌ها

/rē käm´bǝ nǝnt/n.

● (زاد شناسی یا ژنتیک) باز پیوسته، باز ترکیب‌شده، باز ترکیب

تعریف انگلیسی

adjective
  1. a cell or organism in which genetic recombination has occurred
  2. of or relating to recombinant DNA “Pertains to noun: recombinant DNA”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن