recount (2)
معنی کامل و مثالها
/rē´kount, rē´kount´/vt., n.
● دوباره محاسبه کردن، بازشمردن، واشمردن
● شمارش مجدد، بازشماری، واشماری
they called for a recount of the votes
آنان خواستار شمارش مجدد آرا شدند.
/rē´kount, rē´kount´/vt., n.
● دوباره محاسبه کردن، بازشمردن، واشمردن
● شمارش مجدد، بازشماری، واشماری
they called for a recount of the votes
آنان خواستار شمارش مجدد آرا شدند.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن