دیکشنری فارسی

recoup

USrı'ku:p

معنی فارسی

کم کردن کسر کردن کسر گذاشتن جبران کردن تلافي کردن تاوان

معنی کامل و مثال‌ها

/ri kōōp´/vt., n.

جبران کردن، شیانیدن

to recoup a loss

ضرری را جبران کردن

باز یافتن، بازیافت کردن، دوباره به دست آوردن

an attempt to recoup his wealth

کوششی برای باز یافتن ثروت خود

to recoup one's health

سلامتی خود را دوباره به دست آوردن

(بدهی و غیره) پس دادن، تادیه کردن، باز پرداختن

(حقوق) بخشی از بدهی رانگهداشتن (به دلایل قانونی)، کسر کردن

بازیابی، بازیافت، به دست آوری مجدد

تادیه، بازپرداخت

تعریف انگلیسی

verb
  1. reimburse or compensate (someone), as for a loss “Verb Frames:” “Somebody ----s somebody” “Somebody ----s somebody PP”
  2. regain or make up for “recuperate one's losses” “Verb Frames:” “Somebody ----s something”
  3. retain and refrain from disbursing; of payments “My employer is withholding taxes” “Verb Frames:” “Somebody ----s something” “Somebody ----s something from somebody” “They recoup the money”

واژه‌های دیگر با معنی «کم کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن