recoupable معنی فارسی قابل جبران. واژههای دیگر با معنی «قابل جبران.» compensable قابل جبران، قابل پاداش. reparable جبران پذير، قابل جبران bad debt طلب غير قابل وصول، طلب لاوصول، حساب ذخيره اي که براي جبران مطالبات inexpiable بي کفاره، غير قابل کفاره، مرمت ناپذير irretrievably بطور غير قابل استرداد، جنانکه نتوان برگردانيد، بطور جبران ناپذير recoverable بهبودي پذير، خوب شدني، بازيافتني irretrievable برنگشتني، غير قابل استرداد، باز يافت نشدني