recrement
معنی فارسی
ابگونه اي که از خون دفع ودوباره درخون جذب
ميشود ، پس مانده ، اخال
معنی کامل و مثالها
/rek´rǝ mǝnt/n.
● (نادر) تفاله، (جمع) زوائد، مواد زائد
مترادفها
noun
Scoria, dross, spume, scum, refuse, dregs.
ابگونه اي که از خون دفع ودوباره درخون جذب
ميشود ، پس مانده ، اخال
/rek´rǝ mǝnt/n.
● (نادر) تفاله، (جمع) زوائد، مواد زائد
noun
Scoria, dross, spume, scum, refuse, dregs.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن