دیکشنری فارسی

recriminate

معنی فارسی

بدگوئي درمقابل بد گويي کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/ri krim´ǝ nāt´/vi.

● اتهام متقابل وارد کردن، تهمت متقابل زدن

تعریف انگلیسی

verb
  1. return an accusation against someone or engage in mutual accusations; charge in return “Somebody ----s somebody”

مترادف‌ها

verb neuter
Return an accusation, retort a charge.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن