recrudesced معنی فارسی برگشت عود ظهور مجدد واژههای دیگر با معنی «برگشت» reversion برگشت، رجوع، برگشت ملکي به بخشنده آن retrogression برگشت، پس روي، انحطاط turn over برگشت، برگشتگي، واژگون شدگي turn-over برگشت، آن قسمت از سرمايه، که در کسب برميگردد retrogradation برگشت، حرکت، قهقرايي recrudescence برگشت، عود، ظهور مجدد retrocession برگشت، عقب نشيني، واگذاري مجد د deviation برگشت، انحراف، گمراهي retrocedence برگشت، عقب نشيني، پس نشيني regression برگشت، عود، سير قهقرائي