دیکشنری فارسی

recuperation

UKrikuːpəreiʃən USrı'ku:pə'reıʃən

معنی فارسی

بهبودي استرداد پس گيري جبران خسارت رفع خسارت

تعریف انگلیسی

noun
  1. gradual healing (through rest) after sickness or injury

مترادف‌ها

noun
Recovery.

واژه‌های دیگر با معنی «بهبودي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن