دیکشنری فارسی

recusant

معنی فارسی

(کسي) که با کليساي رسمي انگليس موافق نيست

معنی کامل و مثال‌ها

/rek´yoo zǝnt/n., adj.

● (سده‌های شانزدهم تا هیجدهم - انگلیس) کسی که از رفتن به کلیسا سرباز می‌زد

● معاند، تکرو

● معاندانه

تعریف انگلیسی

adjective
  1. someone who refuses to conform to established standards of conduct
  2. (of Catholics) refusing to attend services of the Church of England
  3. refusing to submit to authority “the recusant electors...cooperated in electing a new Senate"- Mary W.Williams”

مترادف‌ها

noun
Dissenter, nonconformist.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن