recycle
معنی فارسی
برگشتن به نقطه شروع برنامه داده پرداز
الکترونيک بدون وارد شدن داده هاي جديد
معنی کامل و مثالها
/rē sī´kǝl/vt.
● دوباره طی کردن (مرحله یا دورهای را)
● (در دستگاه و غیره) به جریان انداختن، گرداندن، به گردش درآوردن
the water is recycled through the whole heating system
آب در تمام دستگاه حرارتی به گردش درمیآید.
● بازیافتن، بازیابی کردن
recycled paper
کاغذ بازیافته (ساخته شده از کاغذ باطله)
the glass from broken bottles can be recycled
شیشهی بطریهای شکسته را میتوان بازیابی کرد.
to recycle aluminum cans
قوطیهای آلومینیم را بازیابی کردن
● به کار دیگری زدن، تغییر دادن و به کار بردن، تبدیل کردن
to recycle an old building into apartments
یک ساختمان قدیمی را تبدیل به آپارتمان کردن
to recycle one's old speeches
نطقهای قدیمی خود را تغییر دادن و دوباره به کار زدن
تعریف انگلیسی
- cause to repeat a cycle “Somebody ----s something PP”
- use again after processing “We must recycle the cardboard boxes” “Somebody ----s something”