red cent
معنی فارسی
پول سياه بشيز
معنی کامل و مثالها
● (امریکا - عامیانه)
● یک سنت، یک پنی
● یک پشیز، پول سیاه، غاز
* not give a red cent
یک غاز هم ندادن، یک پول سیاه هم ندادن
* not worth a red cent
یک غاز هم نیارزیدن، یک پول سیاه هم ارزش نداشتن
تعریف انگلیسی
noun
- something of little value “his promise is not worth a damn” “not worth one red cent” “not worth shucks”