دیکشنری فارسی

red clay

معنی فارسی

سرخ رست خاک رس سرخرنگ

معنی کامل و مثال‌ها

● خاک سرخ، سرخ رس

● (اقیانوس‌ها) ته‌نشست سرخ

تعریف انگلیسی

noun
  1. clay whose redness results from iron oxide

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن