red pencil UKridpensl معنی فارسی عيب گرفتن تصحيح کردن. واژههای دیگر با معنی «عيب گرفتن» impeach متهم کردن بدادگاه جلب کردن، عيب گرفتن، اعتراض کردن به denounce خبردادن از، اشاره کردن بر، عيب گرفتن از